نامه لازم نيست؛ توافق آماده است!

عبدالله عبداللهي: اكسيوس كه بر روي موضوع مذاكرات هستهاي ايران هم متمركز است، مدعي شده كه ترامپ، رئيسجمهور آمريكا، به رهبر ايران نامهاي نوشته و گفته است كه به دنبال يك توافق هستهاي با ايران است.
اين نامه به دلايل مختلف، بيش از هر چيز يك عمليات رواني است و نه يك اقدام صادقانه سياسي؛ برخي از اين دلايل به اين نحو است:
1- مهمترين دليل اين است كه اساساً «توافق»ي كه ترامپ مدعي آن است، حتي توافقي بالاتر از صورت مسئله ادعايي آمريكا، سالهاست كه روي ميز است!
دولت جديد آمريكا مدعي است كه دغدغهاش درباره ايران، دستيابي به بمب هستهاي است! اگر اين دغدغه را ايران در توافق مرتفع كند، رضايت حاصل ميشود و تحريمها هم احتمالاً كاهش مييابد!
برجام توافقي بود كه با اعطاي امتيازات سنگين از ناحيه ايران به طرف آمريكايي در سال 1394 شمسي(2015ميلادي) منعقد شد. ايران طبق اين توافق، نه تنها نظارتهاي بيسابقه و استثنايي(پروتكل پلاس) را بر برنامه هستهاي خود پذيرفت، بلكه خود را از بعضي حقوق مسلّم هم بعضاً تا 25 سال و حتي در برخي موارد به صورت ابدي محروم كرد. توافق به نحوي بود كه آمريكاييها ميگفتند حتي اگر ايران عزم بمب هم بكند، آمريكا يك سال براي مقابله با ايران فرصت دارد!
با چنين وضعيتي، اگر ترامپ در دغدغهي خود صداقت دارد، چنين توافقي كه رضايت آمريكا را تضمين كند، از سال 94 روي ميز است و اساساً نياز به يك ماراتن و نامههاي فانتزي هم نيست. آمريكا همكار سختي پيش رو ندارد، به طور كامل به برجام برگردد و همهي تعهدات خود را عملياتي كند!
2- آمريكا -حداقل در برهه حاضر- واقعاً به دنبال توافق نيست؛ امّا روي جنگ شناختي و عمليات رواني عليه ايران حساب كرده است. بويژه اينكه ميداند رمانتيكها و سادهسازان و همكاراني هم در داخل ايران دارد كه براي نامهها، حتي اگر عمليات رواني باشد، غش و ضعف ميروند.
همچنانكه پيشتر هم در يادداشت ديگري مشخصات رمانتيستهاي ايران در سياست خارجي را فهرست كرده بوديم، اين گروه، صرف نظر از «محتوا»، صرفاً عاشق «فرم» است؛ يعني مهم نيست كه نامهاي كه دريافت ميكند چه محتوايي دارد، و يا وقتي طرف مقابل از «مذاكره» سخن ميگويد منظورش تسليم است يا واقعاً گفتگوي برابر ميخواهد؛ همينكه نام نامه يا مذاكره برده شد: «خبرش بگو كه جان را بدهم به مژدگاني»!
بنابراين آمريكاييها ميدانند كه همين اسم نامهنگاري ميتواند به توليد يك فشار از ناحيه رمانتيستها و سادهلوحها عليه منافع ملي تبديل شود؛ بنابراين بدون كمترين هزينه، يك كمپين براي خود در داخل درست ميكنند!
3- نامهنگاري و رياكاري در تاريخ همين يكي دو دهه اخير آمريكا بيسابقه نيست؛ مثلاً اوباما هم سال 88 در چند نوبت مدعي بود كه ديگر از خر آشوب طلبي و تغيير ساختار سياسي در ايران پايين آمده و ميخواهد گذشته را جبران و با ايران توافق كند؛ اما همين كه شورش 88 به وقوع پيوست، به يكباره دوباره فيل مست او ياد براندازي كرد و بعد هم كه فتنه ناكام ماند، برخلاف ادعاي پيشين، سنگينترين تحريمها را عليه مردم اعمال كرد.
اين واژهي «عليه مردم» اينجا شعار نيست، بلكه خود دست اندركاران اصلي تحريمي آنها، بويژه ريچارد نفيو، معمار تحريمها، بعداً در كتابشان(هنر تحريمها) نوشتند كه تحريمها مشخصاً مردم را هدف ميگرفت تا از طريق زخمي كه به آنها ميزند و درد جانكاهي كه به زندگي آنان وارد ميكند، فشار به حاكميت مضاعف شود.
بنابراين اگر آن نامه، صادقانه بود، اين دروغ ترامپ را هم ميتوان راست انگاشت!
برچسب: عبدالله عبداللهي- ايران-ترامپ،